تبليغاتX
..:: پسر کریستالی ::..

n3

سعید

n3

http://n3.blogfa.com

..:: پسر کریستالی ::..

..:: پسر کریستالی ::..

..:: پسر کریستالی ::..

مقدس ترين كلمه خداوند ... زيباترين كلمه عشق ... پر احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ...دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر


management : saeid

ID : crystalboy_08

CRYSTAL BOY

نسل سوم

..:: پسر کریستالی ::..

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لينکهاي سريع
صفحه اول
آرشيو
ايميل
موضوعات





آرشيو مطالب

لينکستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " ..:: پسر کریستالی ::.. " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
آرشيو تماس با ما


دو دوست..

دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور ميکردند.بين راه سر موضوعي اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکي از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگري سيلي زد. دوستي که سيلي خورده بود؛سخت آزرده شد ولي بدون آنکه چيزي بگويد،روي شنهاي بيابان نوشت((امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد.))آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادي رسيدند.تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصي که سيلي خورده بود؛لغزيد و در آب افتاد.نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ير روي صخره اي سنگي اين جمله را حک کرد:((امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد)) دوستش با تعجب پرسيد:((بعد از آنکه من با سيلي ترا آزردم؛تو آن جمله را روي شنهاي بيابان نوشتي ولي حالا اين جمله را روي تخته سنگ نصب ميکني؟)) ديگري لبخند زد و گفت:((وقتي کسي مارا آزار ميدهد؛بايد روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش؛آن را پاک کنند ولي وقتي کسي محبتي در حق ما ميکند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد.))

ناهید  نظر بدهید!

عکس 3 بعدی !

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید !

سعید  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

هوش 3 تا مرد!

اینم یه عکس از هوش  سه تا مرد گنده عقلشونو رو هم گذاشتن با این حال چه گندی زدن !!!!!!!!!!

http://www.anti-boyes.blogfa.com

سعید  نظر بدهید!

دکتر و مریض !!

دکتره بعد از معاینه میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟»

مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.

امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم!

 وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم.

 وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.

 من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»

مریض بعدی،

 به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.

دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»

مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.

 ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.

من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

وقتی مریض سوم میاد

 به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.

دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!»

«خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...»

سعید  نظر بدهید!

تفاوت دخترا و پسرا ..

تفاوت دخترا و پسرا ..

 

.در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟

دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به حدر نره


پسر:
یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال


۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه...

دختر - مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.

پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی


۳.تو مغازه لباس فروشی...


دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.

پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره


۴.وقتی از یکی بدشون بیاد...

دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه

پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.


۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)...

دختر - می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدیکه خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن.

پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل ... بحث میکنن.!!

۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن...

دختر:تا همدیگرو میبینن یک احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن)

پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ!

۷.وقتی می رن کتابخونه...

دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه.

پسر - تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن
 یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه

۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط...


دختر:روزی 5 ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده)

پسر:روزی 29 ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم ( البته به غیر از خودم )


۹.وقتی می خوان ورزش کنن...

دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن

پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه!

۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن...

دختر -میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش

پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه

سعید  نظر بدهید!

نشستن و کار نکردن !!!!

نشستن و کار نکردن !!!!

خرگوش از كلاغی بر سر شاخه پرسید
كه آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.
خرگوش بنشست بی حركت،
روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی:
لازمه نشستن و كار نكردن بالا نشستن است

سعید  نظر بدهید!

۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰

 

۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰

قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.


* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.

* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت.

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲.۵% برساند.

* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.



* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.
* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.

* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.

* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.

* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.

* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.

* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند.

برگرفته از كمياب نيوز

سعید  نظر بدهید!

قاب خالی ..

از او که جدا شد، همه قاب های خانه را از عکس های او تهی کرد و تنها پس زمینه ای سفید در میان قاب ها خودنمایی میکرد.
ولی از آن به بعد هرگاه قاب های سفید روی دیوارهای خانه را تماشا می کرد به یاد آن عکسی می افتاد که زمانی باطن قاب ها را زینت داده بود.

پس همه قاب های سفید را از روی دیوار های خانه برداشت و فقط دیوارهای خالی از قاب باقی ماندند.
ولی از آن به بعد هر گاه دیوار های خالی خانه را میدید به یاد قاب های سفیدی می افتاد که زمانی در آن ها عکس های زیبایی از او جلوه گر بود.

پس خانه را کوبید و تنها ویرانه ای از آن باقی ماند.
ولی از آن به بعد هر گاه از کنار ویرانه های خانه می گذشت به یاد دیوار هایی می افتاد که زمانی قاب هایی با پس زمینه سفید که یادگار عکس های او بودند بر روی آن ها قرار داشتند.
.
.
.

وقتی که دید همه اجزای دنیا، نهایتا به خنده های او ختم می شود و زمانی که او نیست بجز رنج و دلتنگی ابدی چاره ای ندارد تصمیم گرفت با دنیا وداع کند.

ولی در آن لحظه ای که مرگ را اختیار می کرد به یاد تمام عمری افتاد که .... در آن خانه ای زندگی میکرد که زمانی بر روی دیوار های خالی آن قاب عکس هایی وجود داشت که روی پس زمینه سفید آن جای عکس کسی بود که لبخند های زیبای او روزی زندگی می بخشید.

سعید  نظر بدهید!

اگه پسرا نبودن ...

 ...

اگه پسرا نبودن اون وقت دخترا واسه کی خودشونو لوس میکردن 8

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا کیو میخواستن سرکیسه کنن belay

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی چاخان کنن 37

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن آویزون کی بشنو مثل کنه بچسبن بهش

اگه پسرا نبودن که دخترا تا آخر عمرشون رو دست بابا و مامانشون باد میکردن bully

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن کیو دق مرگ کنن 3

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن واسه کی صد قلم آرایش کنن بلکه یه کم دیده بشن 32

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی هر دقیقه ناز کنن wink

و در آخر اگه پسرا نبودن که دخترا از بوی ترشیدگی خودشون خفه میشدن

سعید  نظر بدهید!

مرد رویایی و حس تازه . هلن

alt


--------------------------------------------------------------------
alt
alt

-----------------------------------------------------------------------------------------
alt
alt

سعید  نظر بدهید!

نامه ای به خدا..

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد، متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم . ? هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن. کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسیدو چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند !!!!

ناهید  نظر بدهید!

قورباغه ها

FROGS

قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند .

 

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ....

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 

The race began......

و مسابقه شروع شد ....

 

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

 

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

'Oh, WAY too difficult!!'
'
اوه,عجب کار مشکلی !!'


'They will NEVER make it to the top.'
'
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند

or: 
    یا :

'Not a chance that they will succeed. The tower is too high!'
'
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلنده !'

 

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

 

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...


The crowd continued to yell,  'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
 
More tiny frogs got tired and gave up.....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....


This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه !

 

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

 

It turned out.....
و مشخص شد که ...


That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ....   because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!


Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

Therefore:
پس :


ALWAYS be.....
همیشه ....


POSITIVE!
مثبت فکر کنید !


And above all:
و بالاتر از اون


Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !


Always think:
و هیشه باور داشته باشید :

God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم


Pass this message on to 5 'tiny frogs'  you care about.
این متن رو به 5 نفر که براتون اهمیت دارند بفرستید .

Give them some motivation!! !

به اون ها کمی امید بدید !!

 

Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart 
 
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

 

*موفق باشی*

                                                                                             +  پریسا  +

 

سعید  نظر بدهید!

نوروز 1388

نوروز باستانی ایرانیان بر همه هم میهنان گرامی خجسته باد.

کوروش بزرگ، بنیان‌گذار هخامنشیان نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.[ شواهد نشان می‌دهد داریوش یکم هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.

 

سعید  نظر بدهید!

زیباترین دختر دنیا!

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت
!!

برگرفته از وبلاگ : http://www.parvan1.blogfa.com/

سعید  نظر بدهید!

جراحی !!!

من این حرفا حالیم نیست، فقط میخوام خوشگل بشم، همین و بس !

مکان: مطب یك پزشک
شخصیت ها: دختر خانومی جوان و یک دکتر دارای دکترای افتخاری از دانشگاه هاروارد در رشته جلبک شناسی


دکتر: میدونستید هزینه این عمل چیزی در حدود بودجه یک سال کشور گینه بیسائو هست؟
دخترجوان: بله آقای دکتر بابام بهم قول داده بود اگه کنکور قبول بشم خرج جراحی پلاستیکم رو بده.

دکتر: میخواهید عمل کنید پس؟
دخترجوان: آره دیگه. خوب میدونید مشکلات برای یه دختر دم بخت خیلیه. همش میگن صورتش کجه دماغش درازه چشماش

بقیه ماجرا در ادامه مطلب

سعید  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

روم سیا!

دقت که میکنیم میبینیم که در تربیت ما کوتاهی شده است اساسی...مامانمان بسی ما را لوس

بار آورده اند...بسی بسیار...بعدترش که بزرگ شدیم و داخل اجتماع گشتیم این دوس دخترهای ما

انگار که چه تحفه ای گیرشان آمده باشد هی به لوس کردن ما ادامه دادند تا جایی که گاهی زبان به

شکوه همی گشودندی و گفتندی که انگار جای پسر و دختر عوض شده است در این دوره زمانه...

و این لوسیت در ما نهادینه گشته است...همین...

سعید  نظر بدهید!

آيا مي دانستيد.. ؟

 

آيا مي‌دانستيد در شيلي منطقه اي صحرايي وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباريده است؟


آيا مي‌دانستيد هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا مي شود؟


آيا مي‌دانستيد وزن اسکلت انسان بالغ بر سيزده تا پانزده کيلوگرم است؟


آيا مي‌دانستيد خرس قطبي هنگامي که روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است؟


آيا مي‌دانستيد زرافه مي تواند با زبانش گوشهايش را تميز کند؟


آيا مي‌دانستيد خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند که مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند؟
 
آيا مي‌دانستيد اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه ميشود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود؟


آيا مي‌دانستيد کبد تنها عضو داخلي بدن است که اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميکند؟


آيا مي‌دانستيد ميزان انرژي که خورشيد در يک ثانيه توليد ميکند، براي توليد برق مورد نياز تمام کشورهاي جهان به مدت يک ميليون سال کافي است؟


آيا مي‌دانستيد هر عنکبوت تار ويژه خود را دارد و هيچ گاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند؟


آيا مي‌دانستيد اگر در يک سال هيچ يک از نسلهاي يک جفت مگس نر و ماده از بين نروند، حجم مگسهاي متولد شده با حجم کره زمين برابر ميشود؟


آيا مي‌دانستيد رودي در کامبوج شش ماه سال از شمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد؟


آيا مي‌دانستيد سريع ترين عضله بدن انسان زبان است؟


آيا مي‌دانستيد شبکه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد که مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد؟
 


آيا مي‌دانستيد: بدن انسان پنجاه هزار کيلومتر رشته عصبي دارد؟

 

آيا مي‌دانستيد زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد؟


آيا مي‌دانستيد موشهاي صحرايي چنان سريع تکثير پيدا ميکنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يک ميليون فرزند داشته باشند؟


آيا مي‌دانستيد جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند؟


آيا مي‌دانستيد گربه و سگ هر کدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه خوني؟


آيا مي‌دانستيد روباهها همه چيز را خاکستري ميبينند؟
 


آيا مي‌دانستيد اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند؟


آيا مي‌دانستيد زرافه ايستاده وضع حمل مي‌کند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد؟


آيا مي‌دانستيد 1300 کره زمين در سياره مشتري جاي ميگيرد؟


آيا مي‌دانستيد رود دجله به خليج فارس ميريزد؟


آيا مي‌دانستيد 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميکنند؟


آيا مي‌دانستيد اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد؟


آيا مي‌دانستيد اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران کرد؟


آيا مي‌دانستيد قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است؟

 

آيا مي دانيد هزارپا چند پا دارد؟ هزارپاها 60 پا دارند؟


آيا مي دانيد شاخک پروانه برايش چه فايده اي دارد؟ شاخک پروانه گوش، زبان و بيني اوست؟


آيا مي دانيد کدام حيوان نمايش بازي مي کند؟ روباه حيوان حيله گري است. روباه وقتي خرگوش مي بيند بالا و پايين مي پرد، روي خاک مي غلطد. مثل گربه ها قوز مي کند. و ادا هاي عجيب در مي آورد. و وقتي خرگوش حسابي سرگرم شد روي او مي پرد و شکارش مي کند؟


آيا مي دانستيد بزرگترين مدرسه دنيا در شهر مونتسوري هندوستان با تعداد بيست و شش هزار و سيصد و دوازده دانش آموز مي باشد؟


آيا مي دانسيتد مورچه ها در روز فقط 3 ساعت مي خوابند؟


آيا مي دانستيد خفاش ها 19 ساعت و شير ها 17 ساعت در روز مي خوابند؟


آيا مي دانستيد در زبان عربي، براى کلمه شمشير، هشتصد و پنجاه واژه مختلف وجود دارد؟

 

آيا مي دانستيد که ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد؟


آيا مي دانستيد عسل تنها غذايي است که فاسد نمي شود؟


آيا مي دانستيد بلند قدترين مرد جهان جان پل آونوو، دو متر و چهل و نه سانتيمتر قد دارد؟


آيا مي دانستيد پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده؟


آيا مي دانستيد روزانه بطور متوسط 12 نوزاد به پدر و مادر اشتباهي تحويل داده مي شوند؟


آيا مي دانستيد شکلات بر روي سيستم عصبي سگ تاثير مخربي مي گذارد، بوسيله چند اونس شکلات براحتي مي توان سگ متوسطي را از پاي درآورد؟


آيا مي دانستيد اغلب، روژ خانمها از پولک ماهي درست شده اند؟


آيا مي دانستيد کرفس کالري منفي داره؟ يعني مقدار انرژي لازم براي هضم شدن اون از مقدار انرژي اي که از اون بدست مياد کمتره؟

 

 

ناهید  نظر بدهید!

نوروز

نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهان

تا الان فقط 228165نفر ثبت شده، سریع اقدام کنید و به دیگران هم یا آوری کنید.

برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل امضا نمایید ....

Here's a petition to United Nations

The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide. Lets make 'Norouz - New Day on UN Calendars'

Norouz - New Day on UN Calendars Petition

سعید  نظر بدهید!

میترا حجار در هالیوود

میترا حجار هم هالیوودی شد !!!!!

 



سعید  نظر بدهید!

آف

یکی از دوستان برام اینو آف گذاشته بود خیلی حال کردم !!

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟!!!خواهرکوچکم این را پرسید!من به اوخندیدم...کمی آزرده وحیرت زده گفت:روی دیوارودرختان دیدم!باز هم خندیدم...گفت:دیروز خودم دیدم مهران پسرهمسایه پنج وارونه به مینو میداد.. آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید.. بغلش کردم وبوسیدم وبا خود گفتم : بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت راخم کرد..بی گمان میفهمی.."پنج وارونه "چه معنا دارد!!!

سعید  نظر بدهید!

آخرين مطالب ارسالي
دو دوست..
عکس 3 بعدی !
هوش 3 تا مرد!
دکتر و مریض !!
تفاوت دخترا و پسرا ..
نشستن و کار نکردن !!!!
۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰
قاب خالی ..
اگه پسرا نبودن ...
مرد رویایی و حس تازه . هلن
درباره وب
مقدس ترين كلمه خداوند ... زيباترين كلمه عشق ... پر احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ...دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر


management : saeid

ID : crystalboy_08

CRYSTAL BOY


آمار کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نوسندگان
سعید
بهار
ناهید

لينک دوستان
طالع بینی...کاریکاتور...طالع بینی ازدواج و..
دانلود نرم افزار و ...
fبرترین سایت تخصصی در زمینه : قیمت،مقایسه،نرم افزار و ... موبایل
صدای سکوت
کافه عکس
جدیدترین نسخه یاهو
تمامی آهنگهای ایرانی به همراه ..
گوگل مپ
تکچین
دریچه
تک موبایل
پییپا
هله له
B.T.k
اطلاعات موبایل..قیمت و نرم افزار
همه چیز درباره کامپیوتر و ...
مطالب جالب
آهنگهای سریال های تلویزیونی
ابزارهای رایگان
عشقولانه حیوانات
سایتی پر از عکس
عكس بازيگران و خواننده ها
قیمت روز انواع گوشی موبایل و ...
عکسهاي زيبا از سريالهاي تلوزيون
همه چی از کامپیوتر و اینترنت
سایت رسمی سپیده
سایت رسمی اسی
سایت رسمی اندی
سایت رسمی آرش
سایت رسمی دی جی علی گیتور
سایت رسمی داریوش
سایت رسمی جمشید
سایت رسمی رضا صادقی
سایت رسمی سیاوش قمیشی
سایت رسمی سعید محمدی
سایت رسمی شادمهر عقیلی
سایت رسمی شهرزاد
سایت رسمی شهرام k
سایت رسمی شهره
سایت رسمی فرامرز اصلانی
سایت رسمی فرشید امین
سایت رسمی کامران و هومن
سایت رسمی گوگوش
سایت رسمی منصور
بهترین جکها
دانلود نرم افزار و بازی موبایل و کامپیوتر
پسر دخترا بیا تو ...
پسران آفتاب
ثبت دامنه رایگان
شیطونکها
sms عاشقانه
دانلود رپ و پاپ
music3ot
شیطون بلا
قالب وبلاگ

بخش ويژه

صفحه اصلي  |  آرشيو |  لينکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ